صفى الدين محمد طارمى
172
انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )
« و تكلّف نكنى از براى او تأويلى را » به آنكه تأويل كنى او را به معنى ديگر از بطون قرآن ؛ پس برگردد لفظ و معنى به معنى مراد در حقيقت ، از جهت محافظت بر حرمت . ( و قوله : ) « و لا يتجاوز « 1 » ظواهرها إلى بواطنها تمثيلا « 2 » » ( يعنى تجاوز نكنى از ظواهر او به سوى بواطن او از روى تمثيل ) به آنكه تمثيل كنى معنى او را به معنى ديگر ، و حمل كنى او را بر تمثيل - مثل تمثيل نفس به « بقره » - در اين درجهء ثانيه ، بلكه ايمان بيار به او ايمانآوردنى . « و ادّعا مكن بر او ادراكى وراى ادراك عامّه » حقيقى باشد يا وهمى ، عدول مكن از ظواهرش به سوى تحقيقى ، نه به توهّمى - بلكه تسليم شو او را از روى ايمان و تصديق - از جهت حفظ از براى حرمت و از جهت مبالغه در حقّ او . و الدرجة الثالثة : صيانة الانبساط أن تشوبه جرأة ، و صيانة السرور أن يداخله أمن ، و صيانة الشهود أن يعارضه سبب . اين درجهء حرمت اهل مشاهده است ، و غالب بر ايشان انبساط است ، همچنانكه احتشام نموده موسى عليه السّلام در درجهء ثانيه مختصّهء به خاصّه آنكه سؤال كند از حقّ چيزى را از متاع دنيا و آخرت تا آنكه رسيد در اين درجه به مبلغى در انبساط ، خطاب كرده شد نزد او كه : « يا موسى ! سلنى و لو ملحا لعجينك . » پس زياد شد از روى انبساط تا آنكه گفت آنچه گفت در جرأتش ، مثل : أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ « 3 » و إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ « 4 » . پس از ايشان هست كسى كه حفظ مىكند او را خداى تعالى ؛ پس نگه مىدارد
--> ( 1 ) . اصل : لا تتجاوز . ( 2 ) . اصل : - إلى بواطنها تمثيلا . ( 3 ) . اعراف / 143 . ( 4 ) . اعراف / 155 .